پدر، عشق و پسر
پنجشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۲، ۰۱:۴۴ ق.ظ
بعد از اقامهی نماز جماعت به سمت قفسهی پر از کتاب مسجد رفتیم. قرار بود کتابی را از میان آن همه کتاب پیدا کنم و به دوستم مسعود بدهم تا بخواند. مسعود عاشق کتابهای خاطرات جنگ است. جنگ پابرهنه را به او دادم و خودم نیز طبق معمول به سراغ کتابهای سید مهدی شجاعی رفتم. گشتم و گشتم تا بالاخره پیدایش کردم. روی جلدش نوشته شده بود:
پدر، عشق و پسر

نمیدانم ولی همینقدر میدانم که هنگام خواندنش، گذر زمان را احساس نمیکردم. بیان بخشهایی از حماسهآفرینی حضرت علی اکبر(ع) در کربلا از زبان اسب حضرت... خطاب به مادرشان خانم لیلا.
راستش را بخواهید بند بند این کتاب مرا یاد روضهی جانسوز حضرتش میانداخت که چند سال پیش از حنجرهی پر برکت حاج محمد رضا طاهری خوانده شده. (+)
آنچه که باعث تحسین هر چه بیشتر من به نویسنده میشد آن بود که برای تحریر این کتاب هشتاد و چند صفحهای از 36 منبع دینی استفاده شد.
همچنین بر خلاف سقای آب و ادب که پیشتر خواندمش، این کتاب اصلا اضافهگویی نداشت و همین ویژگیاش عطش خواننده را برای مطالعهی ادامهی ماجرا دو چندان میکند.
از خدای بزرگ، توفیق هر چه بیشتر استاد شجاعی در خلق آثاری اینچنینی را مسئلت دارم.